English نقشه سايت تازه ها گالری فرش تماس با ما درباره ما صفحه اصلي

27/2/1385 :تاريخ ورود
رنگرزي الياف و نخ

معرفي کتاب
    رنگرزي الياف و نخ (پشم، ابريشم، پنبه)
    تدوين: نسرين صدري(عضو انجمن)
    رنگرزي حرفه اي است قديمي که تاريخ مشخص آن روشن نيست، ولي ياي از افتخارات فرش دستباف ايران، رنگ آن و در نتيجه اساتيد رنگرز است که به طريق تجربي و طي عمليات زياد به دستاوردهايي رسيده و آن را گنجينه مهارتهاي خود قرار دادند. بايد گفت با درک انسان از اسرار نهفته اي که در درون فعل و انفعالات شيميايي در فرايند رنگرزي انجام مي شود ديگر اين مقوله علمي است که پي بردن به آن نياز به کاوش هاي تئوري و عملي در رابطه با ساختمان شيميايي الياف و رنگ و سپس چگونگي تاثير پذيري آنها بر يكديگر دارد. مواد شيميايي که از آنها به نام رنگزا ياد مي شود گروهي از مواد هستند که مي توانند در شرايط مشخص رنگرزي، الياف را رنگين نمايند. اين مواد در گروههاي طبيعي و مصنوعي دسته بندي مي شوند که هريك به نوبه خود امتيازات و اشكالات خود را دارند. زماني فقط رنگرزي با استفاده از رنگزاهاي طبيعي انجام مي شد ولي امروزه با معرفي رنگزاهاي شيميايي به بازار و سهولت کار، آشنايي به روش کار با هر دو گروه اجتناب ناپذير است. لذا با درک اهميت موضوع به خصوص براي قشر جواني که تازه وارد اين حرفه مي شوند بحث تئوري و عملي که روشنگر کم و کيف کار باشد ضروري است.
    اين کتاب توسط خانم نسرين صدري تدوين و توسط خود ايشان در قطع....... در سال 1381 و در يكهزار نسخه چاپ شده است. مطالب موضوعي تا حدود زيادي در رابطه با اهداف استانداردهاي آموزشي سازمان آموزش فني و حرفه اي جهت هنرجويان رشته رنگرزي تهيه شده و در گردآوري مطالب از منابع معتبر ايراني و خارجي و همچنين نظرات اساتيد اين رشته بهره گيري شده است.
    کتاب مشتمل بر مقدمه، پيشگفتار و شانزده فصل در 287 صفحه مباحث مرتبط با رنگرزي انواع الياف و نخ مورد مصرف در فرش و ساير زيراندازها و دست بافتها را ارائه نموده است. فصول کتاب تحت عناوين الياف، رنگ، مواد رنگزا، رنگزاهاي متداول مصرف در رنگرزي، ماشين ها و حمام هاي رنگرزي الياف و نخ، رنگرزي، عمليات قبل از رنگرزي پشم، رنگزاهاي مصنوعي مختلف مناسب الياف طبيعي، رنگرزي پشم با چند نوع رنگزاي گياهي، عمليات پس از رنگرزي پشم، رنگرزي ساير الياف طبيعي، آزمايشگاه، رنگرزي طبق نمونه، رنگرزي در حجم کوچک، ثبات رنگ در رنگرزي و آب در رنگرزي مي باشند. در کنار رنگرزي الياف و نخ ( پشم، ابريشم و پنبه ) سعي شده است روش هاي رنگرزي و متداول با انواع رنگزاها ي طبيعي و شيميايي مورد بحث قرار گرفته و جنبه هاي مثبت و منفي هر گروه مورد بررسي قرار گيرد.
    



    آمار صادرات 6 ماهه اول سال 1383 در بخش فرش و صنايع دستي
    براساس نتايج حاصله از آمار مقدماتي گمرك جمهوري اسلامي ايران، در شش ماه اول سال 1383، مقدار 2/13 هزار تن انواع کالاي صنايع دستي به ارزش 8/236 ميليون دلار صادر گرديد ه که در مقايسه با مدت مشابه سال قبل از نظر وزني 9/30 درصد و از نظر ارزش 1/10 در صد کاهش را نشان مي دهد. متوسط قيمت هر کيلو کالاي صنايع دستي حدود 96/17 دلار بوده که در مقايسه با مدت مشابه سال قبل حدود 30 درصد افزايش را نشان مي دهد.
    سهم وزني و ارزشي بخش فرش و صنايع دستي از کل صادرات غير نفتي کشور به ترتيب 16/0 در صد و 8درصد بوده که در مقايسه با مدت مشابه سال قبل از نظر وزني حدود 11/0 و از نظر ارزشي 5/2 در صد کاهش داشته است.
    مهمترين کالاي صادراتي اين بخش شامل فرش دستباف با 2/88 در صد سهم ارزشي و 9/208 ميليون دلار ارزش صادرات بوده است. صادرات فرش دستباف در مقايسه با مدت مشابه سال قبل از نظر وزني 1/4 در صد و از نظر ارزشي حدود 8/10 درصد کاهش داشته است.
    متوسط قيمت صادرات فرش دستباف براي هر کيلو در شش ماهه اول سال 1383 برابر 9/24 دلار بوده که نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود 7 درصد کاهش را نشان مي دهد.
    بعد از فرش دستباف، مهمترين کالاي صادراتي اين بخش در شش ماهه اول سال 1383، فيروزه و سنگهاي قيمتي با 2/4 در صد سهم و 10 ميليون دلار صادرات بوده است.
    
    



    طراحي ميز بافت
    مسعود ماجد فارغ التحصيل رشته کارشناسي فرش و عضومرتبط انجمن
    مقدمه
    در کارگاه هاي آموزش بافت قالي، گليم، گبه و دستبافت هايي از اين قبيل که عموما از دارهاي بافت کوچک استفاده مي کنند، معمولا دارها برروي چهار پايه هايي گذاشته و سر آنها را به ديوار هاي اطراف کارگاه تکيه مي دهند و به علت محدوديت فضاي اطراف كارگاه و وجود در و پنجره تنها از تعداد محدودي دار مي توان استفاده کرده و فضاي مياني کارگاه بلا استفاده مي ماند. همچنين بافندگان در هنگام بافت بايد رو به ديوار و پشت به يکديگر قرار گيرند.
    جهت برطرف شدن اين مشکلات و استفاده بهينه از فضاي کارگاه مي توان از ميز بافت استفاده نمود. اين ميز داراي طرحي ساده است و از مزاياي متنوع و زيادي برخوردار مي باشد که يکي از آنها ايجاد نظم و انضباط در محيط کارگاه آموزشي مي باشد.
     در ادامه ابعاد، اندازه و مزاياي استفاده از اين ميز به طور مفصل تشريح گرديده است.

    نماي ظاهري و ابعاد ميز بافت:
    اين ميز که طرح آن را در زير مشاهده مي کنيد تشکيل شده است از يک ميز چهارپايه چوبي به ارتفاع 80، عرض 80 و درازاي 160 سانتي متر، و يک خرک چوبي به ارتفاع 50 و درازاي 160 سانتي متر که بر روي اين ميز سوار مي شود.
    ابعاد و اندازه هاي اين ميز به گونه اي مي باشد که در هر طرف آن 2 عدد دار بافت 50×70 سانتي متر مي توان قرار داد و در مجموع چهار بافنده مي توانند به راحتي بر روي اين ميز به طور همزمان مشغول به کار شوند.
    دو عدد کشو در هر طرف ميز قرار دارد و براي هر بافنده يک کشو اختصاص داده شده است که بافنده مي تواند وسايل و ملزومات خود را در آن قرار دهد.
    طراحي اين ميز به صورتي است که خرک از روي ميز قابل جدا شدن مي باشد و در چهار طرف سطح ميز حفره هايي ايجاد شده و پايه هاي خرک در آن قرار مي گيرد.
    در صورت لزوم، به راحتي مي توان خرک را از روي ميز برداشته و از سطح ميز جهت کاربردهاي مختلف ديگر بهره برد.
    چگونگي قرار گرفتن دار بر روي ميز، پايه هاي دار در پشت لبه هايي که در دو سر ميز زده شده است قرار گرفته و به واسطه شيب مناسب خرک دار به صورت شيب دار قرار مي گيرد که اين حالت جهت تسلط بافنده براي بافت امري لازم است.
    همچنين وجود دو زائده در بالاي خرک علاوه بر اينکه باعث مي شود سردارها که در دو طرف ميز بر روي خرک قرار مي گيرند به هم برخورد نکند، مکان مناسبي جهت قرار دادن خامه ها (پشمهاي بافت) و ابزار و وسايل اضافي فراهم کرده است.
    با قرار گرفتن اين ميز در کارگاه امکان بهره برداري هر چه بيشتر از فضاي کارگاه فراهم مي شود و بافندگان به جاي اينکه در اطراف کارگاه بنشينند و دارهاي خود را به ديوار هاي اطراف کارگاه تکيه دهند، دور ميز و در وسط کارگاه نيز مي توانند بنشينند و همين امر باعث ايجاد نظم و ترتيب در محيط کارگاه و جلوگيري از به هم ريختگي ابزار و وسايل مي شود.
    
    چگونگي قرار گرفتن بافنده در پشت ميز:
    جهت نشستن بافنده در پشت ميز از چهار پايه هايي با ارتفاعي حدود 60 سانتي متر استفاده مي شود و در حالت مناسب تر مي توان از نيمکتهايي جهت نشستن بافندگان در پشت ميز استفاده نمود که مسلما نشستن بافندگان بر روي نيمکت که داراي تکيه گاه مي باشد جهت بافت قالي بسيار مناسب تر از چهار پايه مي باشد و بافنده در حين بافت دچار کمر درد و عوارض ديگر نمي گردد.
    
     مزاياي استفاده از ميز بافت:
    با توجه به موارد ذکر شده از جمله مزاياي اين ميز به موارد زير مي توان اشاره کرد:
    1- امکان استفاده از چهار بافنده به صورت همزمان با دارهاي 50×70 سانتي متر ي به صورتي که در هر ميز دو بافنده مشغول به کار مي شوند.
    2- با توجه به تمرکز چهار بافنده دور ميز امکان نوردهي مناسب تر جهت بافت فراهم مي شود.
    3- امکان استفاده بافندگان از وسايل و ابزار يکديگر
    4- اثرات روحي و رواني مثبت در بافندگان با توجه به اينکه بافندگان هنگام کار 2 به 2 روبروي هم مي نشينند و به راحتي مي توانند با هم ديگر ارتباط برقرار کنند.
    5- راحتي بافندگان هنگام بافت با توجه به قرار گرفتن دار به صورت شيب دار
    6- امکان قرار دان وسايل و ابزار در کشوي ميز و جلوگيري از بي نظمي و بهم ريختگي در سطح ميز و کارگاه
    7- امکان بر داشتن خرک از روي ميز و استفاده از سطح ميز جهت مصارف ديگر.
    8- دو بافنده اي که روبروي يکديگر مي نشينند مي توانند از خامه هاي مشترک استفاده کنند.
    9- بهره گيري هرچه بيشتر از فضاي کارگاه.
 


تحول در شيوه ها و ابزار بافت فرش
    فرشيد پوريا (عضو پيوسته انجمن)
    در تاريخ پنجشنبه 7 خرداد ماه 1383 به دعوت گروه بافت و مرمت انجمن علمي فرش ايران و با همکاري موزه فرش ايران آقاي فرشيد پوريا در مورد تحول دارهاي سنتي در مناطق مختلف ايران با اختراع و معرفي سه نوع دار جديد، اختراع دستگاه جداسازي رنگينه از گياهان و ساخت پاتيل شيشه اي، اختراع قلاب بافت که به وسيله آن مي توان گره فارسي را به همان شکل و فرم اوليه اجرا کرد و ثبت مکانيزم بافت کرباسي به عنوان يک بافت اصيل ايراني و نوآوري در بافت به منظور افزايش استحکام و نرمي فرش دستباف سخنراني داشتند که گزيده اي از مطالب ارائه شده در اين شماره خبرنامه درج مي شود. 
    
    دارهاي جديد
    يکي از مشكلات که آسيبي جدي به فرشهاي مناطق مرکزي ايران وارد مي کند نحوه پايين کشي فرش در اين مناطق است. در اين مناطق، پس از پايين کشي، فرش را با استفاده از تسمه و ميخ به چوب زير دار وصل مي کنند و در دارهاي فلزي با کمک نخ چله ضخيم و سوزن به زيردار مي دوزند. در حين اين کار، زماني که چله ها را سفت مي کنيم، تمام فشار به نقاطي که ميخ خورده وارد شده و باعث سوراخ شدن و بعضا پارگي فرش مي شود. اين نوع پايين کشي ضمن ايجاد آسيب شديد به ساختمان فرش، نياز به دقت و صرف زمان بيشتري دارد و به همين دليل اکثر توليد کنندگان تلاش مي کنند تا از دفعات پايين کشي بکاهند.
    براي حل اين مشکل، به طراحي دار جديد پرداختم که زير دار به گونه اي طراحي شده که فر ش درون آن گير مي کند. بنابراين نسبت به ميخ يا دوخت نقاط بيشتري براي حفظ کشش چله ها بوجود مي آيد.
    دار دوم براي بافتن فرش کناره در تمام مناطق ايران مناسب است. در اين دار با ارتفاع 5/1 متر مي توان کناره اي به طول 18 متر بافت. عمق آن 80 سانتيمتر و عرض آن بسته به عرض کناره، از 5/0 تا 30/1 متر قابل تنظيم است. نکته جالب توجه اين است که به ازاي هر 15 سانتي متر افزايش در عمق دار، 3 متر به طول کناره مورد نظر اضافه مي شود. علاوه بر آن، اجزاء دار به راحتي تفکيک شده و در کنار هم قرار مي گيرند و عمل پايين کشي و حتي بالا آوردن بخش بافته شده به راحتي توسط خود بافنده صورت مي گيرد. همچنين نصب چله بر روي اين دار هم به روش چله کشي وهم به روش چله دواني امکان پذير است و هيچ تغييري در شيوه بافت ايجاد نمي شود.
    سومين دار طراحي شده براي رفع خطر و ايجاد سهولت در عملكرد دارهاي مناطق کرماني طراحي شده است. به همين منظور گيربکسي سبک، ساده و کم حجم به دو طرف سردار اضافه شده که به کمک آنها مي توان چله هاي فرش را به وسيله دو عدد آچار يا لوله حداکثر نيم متري به راحتي محکم کرد و پس از تنظيم، آن را مهار کرد. با استفاده از اين نوع دار، پايين کشي به سهولت و حتي توسط يک بافنده زن هم امکان پذير مي شود. اين گيربکس ها به راحتي قابل تعمير و تعويض بوده و از نظر فني کاملا ساده طراحي شده اند.
    
    پاتيل شيشه اي و دستگاه جداسازي رنگينه از گياهان
    اولين پاتيل شيشه اي به ظرفيت 1100 ليتر ساخته و راه اندازي شد. خامه رنگ شده در اين پاتيل به علت عدم استفاده از دسته چوبي براي هم زدن، کاملا صاف و يكنواخت مي باشد و قسمتهاي مختلف خامه يكسان رنگ مي گيرد. همچنين، رنگ بدست آمده در برابر نور آفتاب، کلر، هيدرو سولفيت و سود از مقاومت بيشتري برخوردار است.
    در اين پاتيل عمليات رنگرزي بر روي پشم دست ريس و کرک اصفهان به راحتي و با روشي ساده انجام شده است که پشم و کرک رنگ شده حاصله در بافت فرش هاي منطقه، مورد استفاده قرار گرفته است.
    دستگاه جداسازي رنگينه از گياهان را به صورت نيمه صنعتي ساخته و به ثبت رساندم وبا آن رنگينه هاي زرد و قهوه اي را از گياهان جدا کردم.
    
    قلاب بافت
    در اثر گره زدن با دست، به انگشت دوم دست راست بافندگان مناطق فارسي باف بخصوص اصفهان آسيب هايي وارد مي شود و به صورت پنبه و ميخچه و ايجاد انحناء نمايان ميگردد. به منظور رفع اين مشکل، قلابهايي را با فرمي ساده و آشنا طراحي کردم. يعني همان قلاب آذري که نوک آن 180 درجه به پشت چرخيده، 45 درجه به بالا و 45 درجه به سمت راست خم شده است و به همراه روشي که بدين منظور طراحي شده است، به راحتي مي توان گره فارسي را بدون اينکه در شکل و فرم آن تغييري ايجاد شود اجرا کرد. در اين روش حتي جهت ورود خامه و ترتيب قرار گرفتن چله هاي زير و رو ثابت است. روش استفاده از قلاب فارسي دو حرکت کمتر از روش استفاده از قلاب آذري دارد. در نتيجه سرعت گره زدن فارسي با اين قلاب از گره آذري بالاتر است.
    از آنجا که تعداد گره ها در فرش زياد است، کوچکترين کاهش زماني در گره زدن، ما را به نتايج چشمگيري نائل مي کند. به طور مثال، در يک فرش3*2 اصفهان با رجشمار 65، حدودا 6 ميليون گره وجود دارد که اگر ما بتوانيم 3/0 ثانيه از زمان گره بکاهيم، در پايان بافت 500 ساعت از زمان توليد فرش کاسته ايم.
    
    مکانيزم بافت کرباسي
    تقسيم بندي متداول که در زمينه مکانيزم هاي بافت وجود دارد به صورت لول، نيم لول و تخت مي باشد که در همگي آنها چله ها کاملا صاف و موازي با يکديگر حرکت کرده اند و پود بر روي چله ها به طور مواج قرار مي گيرد. در اين مکانيزم ها، چنانچه زاويه بين سه چله متوالي 90 درجه الي 120درجه باشد (فرشهاي شهري باف) لول ناميده مي شود و چنانچه 120درجه الي 170 درجه باشد (مثل فرشهاي هونجان و يلمه علي آباد) نيم لول و در صورتي که 170 درجه الي 180 درجه باشد (مثل فرشهاي ترکمن) تخت تلقي مي شود. در هر سه مورد چله ها کاملا کشيده و صاف حرکت کرده و اصولا در پشت فرش سفيدي چله ها ديده نمي شود.
    يک مکانيزم بافتي در قديم وجود داشته است که امروزه به ندرت در فرشهاي بافت کردستان و...نوعي از آن هنوز ديده مي شود. در اين مکانيزم بافت، همانند بافت زيلو، کرباس و جاجيم، چله ها موازي نيستند و به دور پود به صورت مواج حرکت مي کنند. در مکانيزم بافتهاي قبلي، صرفا بخاطر تغيير زاويه چله ها، ما آنها را تقسيم مي کنيم. در حالي که در اين مکانيزم نه تنها بحث زاويه بين چله ها مطرح نيست، بلكه اساسا با بقيه مکانيزم ها هم از نظر شيوه بافت وهم از نظر پشت فرش (رويت شدن سفيدي چله ها) کاملا متفاوت به نظر مي رسد. لذا با توجه به شباهتي که به بافت کرباس دارد، نام آنرا مکانيزم کرباسي نهادم.
    در نتيجه مکانيزم هاي بافت فرش در حال حاضر به دو گروه اساسي، موازي و کرباسي تقسيم مي شوند که گروه مکانيزم موازي شامل لول، نيم لول و تخت مي باشد. قوس گره در پشت مکانيزم موازي لول به صورت تک کامل و در نيم لول به صورت 5/1 و در تخت به صورت دوتايي ديده مي شود و اما در تقسيم بندي مکانيزم کرباسي، دو زيرگروه تک نما و جفت نما راداريم که نوع جفت نماي آن هم اکنون در حال توليد است.
    لازم به ذکر است که نوع تک نماي آن هم در فرشهاي قديمي سنه و ارامنه فريدن (روستاي زرنه) ديده شده است. به منظور رفع مشکل رويت سفيدي چله ها در پشت فرش، با ترکيبي که از تکنيک هاي مناطق ديگر ايران بدست آوردم، توانستم به نوعي روش که در عين افزايش استحکام باعث افزايش نرمي در فرش مي گردد دست يايم. اساس مکانيزم بافت آن کرباسي تک نما است وليكن سفيدي چله در پشت فرش مشاهده نمي شود. 
    

 

1342  : بازديد

© تمامى حقوق اين برنامه طبق قوانين نرم افزارى متعلق به شركت ايده پرداز طلوع (مرکز طراحی وب سايت و IT ) مى باشد.

® تهيه شده توسط شرکت ايده پرداز طلوع 1386